سه شنبه, 07 16th

آخرین بروز رسانی 06:22:58 AM

علت اصلي گرفتاري‌ هاي زندگي انسان

علت اصلي گرفتاري‌ هاي زندگي انسان

 

جزء بيستم و يکم قرآن کريم که از آيه 46 سوره مبارکه عنکبوت آغاز و به آيه 30 سوره مبارکه احزاب ختم مي شود ، در بردارنده آموزه ها و پيام‌هاي روح افزاي الهي است که اين نوشته تعدادي از آن‌ها را نقل مي کند.


زندگي خيالي، زندگي واقعي
قرآن کريم در آيه 64 سوره عنکبوت به دو ويژگي موجود در دنيا که عده اي را به خود مشغول کرده مي پردازد و نسبت به آن هشدار مي دهد که اين زندگي دنيا جز لهو و لعب چيزي نيست (وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ).
«لهو» هر چيز و هر کار بيهوده اي است که انسان را از کار مهم و مفيدش باز داشته و به خود مشغول سازد.
يکي از مصاديق لهو، زندگي مادي دنياست؛ براي اينکه آدمي را با زرق و برق فريبنده خود از زندگي باقي و دائمي باز داشته به خود مشغول و سرگرم مي کند.
«لعب» کاري است داراي نظم و قانون؛ اما با هدفي خيالي مثل بازي‌هاي بچه‌ها که يکي شاه مي شود و ديگري وزير، اين دستور مي دهد و آن دستور مي بَرد و دست آخر هم زير همه چيز مي زنند و به خانه مي‌روند. [1]
زندگي دنيا منهاي معنويت و دينداري، سرگرم شدن به خيالات واهي و زودگذر است؛ به خلاف زندگي آخرت، که انسان در آن عالم با کمالات واقعي که خود از راه ايمان و عمل صالح کسب کرده ، زندگي مي‌کند و چون هر چه هست همه واقعيت است لعب و لهو در آن راه ندارد و اين است معناي کلام الهي که مي فرمايد:وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ .


دعاي خالصانه
دعاي خالصانه دعايي است که در آن تنها خدا خوانده شود و دل ذره اي به غير او مايل و دلگرم نباشد و اين دعايي است که بي جواب نمي ماند (ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَکُمْ)[2]
براي چنين دعايي در آيه 65 سوره عنکبوت نمونه اي بيان شده است و آن هنگامه ايست که عده اي سوار بر کشتي، گرفتارِ طوفان و موج شده در آستانه ي غرق شدن که مرگ را به چشم مي بينند و با تمام وجود احساسش مي کنند ، دست به دعا برداشته و از عمق وجود خدا را مي خوانند و از او مي خواهند که آن‌ها را از اين معرکه نجات دهد.
قرآن کريم مخلصانه بودن دعاي آن‌ها را تأييد مي کند (دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ) و خبر از اجابت آن مي دهد (فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ).
از اين نمونه قرآني که در عصر ما نيز نظاير گوناگون دارد معلوم شود خلوص در دعا که يکي از شرايط؛ بلکه مهم‌ترين شرط اجابت آن است وقتي محقق مي شود که فرد سهمي براي غير خدا در اجابت خواسته اش قرار ندهد و تمام فکر و ذهنش متوجه آن تواناي بي همتا باشد.
دعاي خالصانه دعايي است که در آن تنها خدا خوانده شود و دل ذره اي به غير او مايل و دلگرم نباشد و اين دعايي است که بي جواب نمي ماند (ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَکُمْ)
ملات نرم زندگي
در پيوند ازدواج که خانواده اي تشکيل مي شود و زن و مردي در کنار هم زندگي مشترک خود را آغاز مي کنند؛ روحيه زبر مردانه از يک سو، امر و نهي هاي مديريتي از سوي ديگر و تنش هاي برخاسته از اختلاف نظرها و سليقه ها از سوي سوم، همه هجوم مي آورند و اين خانواده را در آستانه فروپاشي قرار مي دهند؛ در اين موقع ملات نرمي لازم است تا تمام ارکان را به هم پيوند دهد با قدرت در کنار هم نگه دارد.
آن ملاتِ نرم، عشق و مهرباني است که خداوند بين آن‌ها قرار داده است (وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ـ آيه 21/روم)؛ عشق و محبتي که کانون آن، بانوي خانه است و هنر عاطفي او در اين عشق ورزي و ابراز محبت مي تواند به ديگر اعضاي خانواده درس عشق و محبت دهد تا ديگران هم در تقويت پيوند خانوادگي سهيم باشند.

گرفتاري هاي زندگي محصول کار ماست
قرآن کريم در آيه 36 سوره روم، نزول رحمت بر زندگي انسان‌ها را لطف الهي بيان کرده و آن را به خداوند متعال نسبت مي دهد (أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً) اما وقتي نوبت به گرفتاري و مشکلات در زندگي مي رسد ، منشأ آن را خود انسان معرفي مي کند (وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ).
از اين آيه به خوبي استفاده مي شود که لااقل، بخشي از مصائب و گرفتاري‌هايي که دامان گير انسان را مي شود نتيجه اعمال و گناهان او است. [3]
همين معنا به شکلي گوياتر در چند آيه بعد (آيه 41) بيان شده است که مي فرمايد: فساد در خشکي و دريا به خاطر کارهايي که مردم انجام داده اند ، آشکار شده است (ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ) و اين تازه بازتاب بخشي از کارهاي ناشايست آن‌هاست که به آن‌ها چشانده مي شود و نه همه آن (لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا).
در يک کلام اينگونه آيات بيانگر اين واقعيت‌اند که «فساد و اوضاع بد و نابسامان» با «گناه» ارتباط مستقيم دارد. به عبارت ديگر هرجا فسادي ظاهر شود بازتاب اعمال بد مردم است و در ضمن اين واکنش، يک هدف تربيتي نيز دارد و آن چشاندن طعم تلخ نتيجه اَعمال به مردم است تا شايد به خود آيند و به مسير بندگي بازگردند.
«فساد و اوضاع بد و نابسمان» با «گناه» ارتباط مستقيم دارد.
نه محتاج شکر و نه متضرر از کفر
خداي يکتايي که ما قبول داريم و به او معتقديم ، بر اساس کلام خودش نه محتاج شکر و عبادت ماست و نه از کفران و بي ديني بندگانش متضرر مي شود.
اگر به شکر، امر و از کفر نهي کرده است (اُشْکُرُوا لي وَ لا تَکْفُرُونِ)[4] براي آن است که هر کس که کافر شود ، کفرش بر زيان خود او است و وبالش دامن خودش را خواهد گرفت (مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ ـ 44/ روم). و هر کس شکرگزار او بود ، سودش به خودش برمي گردد (مَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ـ 12/لقمان)
بعد دليل اين دو امر را اينگونه مي فرمايد: خداوند هم غني است و هم حميد (إِنَّ اللَّهَ غَنيٌّ حَمِيدٌ)؛ يعني چون خدا، غني مطلق است احتياج به شکر کسي ندارد و چون حميد و محمود است، چه شکرش بگزارند و چه نگزارند و کفرانش کن‌اند ضرري به او نمي رسد.
براي همين در مقام دلداري به پيامبرش صلي الله عليه وآله که از بي ايماني و کفر مردم بسيار ناراحت و غمگين مي شد [5] فرمود: هرکس که کفر ورزيد، کفرش تو را اندوهگين نسازد (وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ ـ 23/ لقمان)
علامه طباطبايي (ره) در تفسير آيه دوازدهم (مَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ) به نکته ظريف ديگري هم اشاره مي کنند. ايشان مي نويسند: اگر در شکر تعبير به مضارع کرده که دلالت بر استمرار دارد و در کفر تعبير به ماضي کرده که تنها يک بار را مي رساند، براي اين است که شکر وقتي نافع است که استمرار داشته به اشد؛ ولي کفر، يک بارش هم ضرر دارد. [6]
خدا، غني مطلق است احتياج به شکر کسي ندارد و چون حميد و محمود است، چه شکرش بگزارند و چه نگزارند و کفرانش کن‌اند ضرري به او نمي رسد.
ريشه تمام گناهان
آيه 14 سوره سجده که گزارشي از اوضاع بدِ تبهکاران در قيامت است؛ ريشه گرفتاري انسان به انواع عذاب‌ها را بي اعتنايي به آخرت بيان مي دارد (فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا).
در لغت عرب «نسيان» به دو معناست : يکي فراموشي ذهني و ديگري ترک عملي. [7]
علامه طباطبايي (ره) هم با عنايت به اين مطلب، معناي نسيان در آيه را بي اعتنايي به قيامت معنا مي کند. [8] يعني ريشه تمام گناهان بي اعتنايي به قيامت است و اينکه روز حسابي در پيش است و بايد در پيشگاه عادل بي همتا حساب پس داد.

پي نوشت ها :
1. الميزان في تفسير القرآن 16/149
2. 60/ غافر
3. تفسير نمونه 16/436
4. 152/ بقره
5. 6/ کهف، 3/ شعراء
6. الميزان في تفسير القرآن 16/215
7. مقاييس اللغة، واژه «نسي»
8. الميزان في تفسير القرآن 16/ 253

ماخذ : تبيان

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

شما اینجا هستید: خانه تحقیق و پژوهش مقاله ها علت اصلي گرفتاري‌ هاي زندگي انسان