يک عامل نيرومند براي دوري انسان از گناهان

 

يک عامل نيرومند براي دوري انسان از گناهان


مجرم آرزو مى‏‌كند: اى كاش مى‌‏شد فرزندان را در برابر عذاب آن روز فدا كرد و دوستان و برادر را و
خويشاوندانى كه او را از خود مى‌‏دانستند و بلكه همه مردم روى زمين را تا خودش از عذاب نجات پيدا كند!»


حسابرسي
يكي از عواملي كه انسان را به مواظبت از اعمال خود وادار مي‌كند ، ياد قيامت و حسابرسي اعمال است و آن روزي است كه در قرآن كريم به نام‌هايي همچون «يَوْمَ الْقِيامَة [آل عمران/161] روز قيامت»، «يَومَ الحِساب [ص/16] روز حساب»،‌ «يومَ الحَسرة [مريم/39] روز حسرت و تأسف»، «يومَ تُبلي السَّرائر [طارق/9] روزي‌كه اسرار نهان (انسان) آشكار مي شود»، «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوه [آل عمران/106]‏ روزي‌که گروهى سپيدروى و گروهى سيه‏‌روى مي‌شوند»، «يَوْمِ الدِّين[فاتحه/4]‏ روز جزا»،«يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَة [بقره/254] روزي که نه در آن خريد و فروشى باشد و نه دوستى و شفاعتى‏»، «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء[آل عمران/30]روزى كه هر كس كارهاى نيك و كارهاى بد خود را در برابر خود حاضر مي‌بيند»، «يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُل‏ [مائده/109] روزى كه خدا همه پيغمبران را جمع مي‌کند»، «يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُم [مائده/119] روزيكه راستگويى راستگويان سودشان مى‌‏دهد»‏، «يَوْمٍ عَظيم‏ [انعام/15] روزي بزرگ»، و نام‌هاي فراوان و متعددي ديگر آمده که هر کدام اشاره به معنايي دارد و آن معاني، چگونگي قيامت را به تصوير مي‌کشد و انسان‌ها را متوجه مي‌کند که مراقبت شديدي از اعمال خود داشته باشند که چنين روزي را در پيش دارند.
گرچه وقتي با بعضي از افراد در مورد قيامت؛ صحبت مي‌شود ، يا آن را نديده مي‌گيرند و يا مي‌گويند: «حالا کو تا قيامت!»
قرآن کريم در مورد چنين افرادي مي‌فرمايد: «إِنهَُّمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَ نَرَيهُ قَرِيبًا [معارج/ 6-7] آنها چنين روزي را دور مى‌‏پندارند * ولى ما نزديكش مى‌‏بينيم‏»
در چنين روزي است که حقوق، روشن مي‌شوند به حدّي که خداوند در توصيف آن روز مي‌فرمايد: «يَوْمَ يَفِرُّ المَْرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ * وَ صَحِبَتِهِ وَ بَنِيه‏ [عبس/34-36] روزيكه انسان از برادر خود مى‌‏گريزد، و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش»‏.
شدت اين روز به حدي است كه گنهگاران و مجرمين مي‌خواهند هرچيزي را فداي خود کنند و نجات يابند؛‌ قرآن کريم در اين‌باره مي‌فرمايد: «يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمِئذِ بِبَنِيهِ * وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ * وَ فَصِيلَتِهِ الَّتىِ تُْوِيهِ * وَ مَن فىِ الْأَرْضِ جَمِيعًا ثمُ‏َّ يُنجِيه ‏[معارج/11-14]مجرم آرزو مى‏‌كند: اى كاش مى‌‏شد فرزندان را در برابر عذاب آن روز فدا كرد و دوستان و برادر را و خويشاوندانى كه او را از خود مى‌‏دانستند و بلكه همه مردم روى زمين را تا خودش از عذاب نجات پيدا كند!»
حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود: به اندازه همان حقى كه م?من به گردن كافر دارد از گناهان م?من برميدارند و كافر اضافه بر عذابى كه بواسطه كفر خود مي‌كشد باندازه آنها نيز عذاب خواهد شد»
تصويري از قيامت
در رواياتي هم قيامت و چگونگي آن به تصوير کشيده شده است.
‌‌‌‌‌‌در روايتي از امام سجاد عليه السلام که از امام علي عليه السلام نقل کرده آمده است:
«همين كه روز رستاخيز شود خداوند مردم را از گورها برمي‌انگيزد با بدنهايى صاف و در حال تندرستى و تنهائى پاك از مو به‌صورت جوانى كه هنوز صورتش مو درنياورده ، در يك زمين هموار كه نور آنان را مي‌راند و تاريكى جمعشان مي‌کند (ظاهراً مقصود اين است كه هرگاه نورى بر آنها مي‌تابد به‌جلو مي‌روند و هر گاه تاريكى آنها را فرامي‌گيرد ، گرد هم جمع مي‌شوند، مانند آيه شريفه: كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا [بقره/20]) تا در گردنه محشر مي‌ايستند و از دوش همديگر بالا روند و در آنجا ازدحام مي‌كنند، و جلوشان را از رفتن مي‌گيرند، در آنجا است كه نفسهاشان تند مي‌شود و عرق زيادى مي‌كنند و كارها برايشان سخت مي‌گردد، و شيونشان زياد و صداهاشان بلند گردد.
فرمود: و آن نخستين هراس روز قيامت است، در آن هنگام خداى جبار تبارك و تعالى از بالاي عرش خويش در انبوهى از فرشتگان بر آنها توجه مي‌كند و به فرشته‌اي از فرشتگان دستور مي‌دهد تا در ميان آنها فرياد زند: اى گروه خلائق خموش باشيد و سخن نداكننده‌ي خدا را بشنويد، فرمود: در آن هنگام همگى اين فرياد را مي‌شنوند و آن وقت است كه صداها شكسته شود و ديده‏‌ها ترسان مي‌گردد و لرزه ، آنها را مي‌گيرد و دلها مي‌تپد و سرها را به سوى ناحيه‌ي آن صدا بلند مي‌كنند و به سرعت به سوى آن خواننده مي‌روند، در اين هنگام است كه كافر مي‌گويد: امروز روز دشوارى است.
فرمود: در اين وقت خداى جبار عز و جل و حاكم دادگر ، بر آنان توجه مي‌كند و مي‌فرمايد: منم خدائى كه معبودى جز من نيست، حاكم دادگرى كه ستم نمي‌كنم .
امروز روزى است كه در ميان شما از روى عدالت و انصاف خويش حكم مي‌كنم و نسبت به احدى در پيشگاه من ستم نمي‌شود.
قيامت
امروز است كه حق ناتوان را از نيرومند مي‌گيرم و هر چه به ستم از كسى گرفته شده ، آن را به صاحبش باز مي‌گردانم و به وسيله حسنات و سيئات، تقاص مي‌كنم و به‌ آنان كه حق خود را بخشيده (و ذمه بدهكاران را برى كرده‌‏اند) پاداش نيك مي‌دهم.
امروز از اين گردنه هيچ ستمكارى از پيش من نمي‌گذرد، و نه آن كس كه حقى از ديگرى در گردنش باشد جز آنكس كه طرف او از حق خويش بگذرد، و من به او پاداش نيك مي‌دهم، و هنگام حساب حقش را مي‌گيرم پس اينك اى خلائق گرد هم آئيد و حق خود را از هر كس كه بشما در دنيا ستم كرده بگيريد و من نيز گواه شما هستم در آن ستم، و گواهى چون من بس است.
فرمود: پس همديگر را مي‌بينند و گرد هم مي‌آيند و احدى به جاى نمي‌ماند كه طلبى يا حقى از او در نزد ديگرى باشد جز آنكه به او بچسبد، پس به اينحال هستند تا هنگامى كه خداوند بخواهد و در نتيجه حالشان سخت مي‌گردد، و عرق زيادى مي‌ريزند، و اندوهشان شديد مي‌شود و صداى شيون سختى از آنها بلند مي‌شود و آرزو مي‌كنند كه حقوق خود را به پايمال‏‌كنندگان آن واگذارند و از آنجا نجات يابند.
پس خداى عزوجل كه اين حال آنان را مي‌بيند ، منادى از طرف او تبارك و تعالى ندا مي‌كند- و همه آنها از اول تا به آخر مي‌شنوند- اى گروه خلائق به سخن گوينده‌ي خدا دل دهيد و گوش كنيد:
همانا خداى تبارك و تعالى مي‌فرمايد: منم بخشايشگر. اينك اگر مي‌خواهيد يكديگر را ببخشيد و گر نه حق شما را مي‌گيرم. فرمود: از اين ندا شاد مي‌شوند زيرا در وضع سخت و تنگنا و فشار جمعيت واقع شده‌‏اند، پس برخى از آنها به‌ اميد اينكه از آن تنگنا آسوده شوند ، حق خود را مى‏‌بخشند، و برخى بجا مي‌مانند و مي‌گويند: پروردگارا! ستم‌هائى كه به ما شده بزرگتر از آن است كه ما آنها را ببخشيم، فرمود:
در اين هنگام منادى از برابر عرش ندا مي‌كند:
كجاست رضوان نگهبان باغ هاى بهشت، بهشت هاى فردوس؟
و (وقتي رضوان حاضر مي‌گردد) خداى عزوجل دستور مي‌دهد قصرى از (قصرهاى) نقره با تمام ساختمان ها و خدمتكارانى كه در آن هستند به مردم نشان دهد، و او نيز قصرى را با آن اوصاف كه در اطراف آن كنيزكان ماهرو و خدمتكاران زيبا هستند ، به‌مردم نشان ميدهد، پس منادى از جانب خداى تبارك و تعالى ندا كند: اى گروه خلائق سرها را بلند كنيد و بدين قصر بنگريد، فرمود: آنان سرها را بلند كنند و هر كدام از آنها آرزوى آن قصر را در دل بنمايد، فرمود: پس منادى از جانب خداى تعالى ندا كند: اى گروه خلائق اين قصر از آن كسى است كه از م?منى درگذرد، فرمود: پس همگى آنها از حقوق خود درگذرند جز اندكى، فرمود: در اين هنگام خداى عزوجل مي‌فرمايد: امروز هيچ ستمكارى به سوى بهشتم نمي‌رود، و هيچ ستمكارى نيز كه از مسلمانى در نزد او حقى هست به دوزخم عبور نمي‌كند تا در جايگاه حساب؛ آن حق را از او بگيرد. اى خلائق مهياى حساب باشيد.
تا در گردنه محشر مي‌ايستند و از دوش همديگر بالا روند و در آنجا ازدحام مي‌كنند، و جلوشان را از رفتن مي‌گيرند، در آنجا است كه نفسهاشان تند مي‌شود و عرق زيادى مي‌كنند و كارها برايشان سخت مي‌گردد، و شيونشان زياد و صداهاشان بلند گردد
فرمود: سپس راهشان را باز مي‌كنند و آنها بسوى گردنه مي‌روند، و براى بالا رفتن آن يك ديگر را به عقب مي‌رانند تا آنكه به عرصه محشر مي‌رسند و خداى جبار تبارك و تعالى بر عرش عظمت و جلال استيلا دارد، و نامه‏‌هاى اعمال گسترده شده و پيمبران و گواهان در آنجا حاضرند و گواهان همان امامان بر حقند كه هر امامى گواهى دهد براى مردم زمان خود كه در آنجا به دستور خدا بپا خواسته و آنان را به راه خدا دعوت کرده است.
پس مردى از قريش عرضكرد: اى فرزند رسول خدا اگر مرد م?منى در گردن مرد كافرى حقى داشته باشد ، چه چيز از آن مرد كافر مي‌گيرد با اينكه آن مرد كافر اهل دوزخ است؟
حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود: به اندازه همان حقى كه م?من به گردن كافر دارد ، از گناهان م?من برمي دارند و كافر اضافه بر عذابى كه بواسطه كفر خود مي‌كشد ، باندازه آنها نيز عذاب خواهد شد». [اصول‌كافي، ج‏8، ص: 104 تا 106]
اين نمونه‌هاي توصيف قيامت موجب مراقبت ما از اعمال و گفتارمان مي‌شود چرا که خداوند فرمود:‌ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد [حشر/18] اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد از (مخالفت) خدا بپرهيزيد و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده‏ است.»

منبع : تبيان